بسم الله الرحمن الرحیم
درسی از امام حسین علیه السلام
نمی دانم که این عطش چه بوده که امام سجاد علیه السلام پس از دفن امام حسین علیه السلام بر روی قبر آن حضرت (روضه عطش) را می نویسند: و بعد از هموار کردن قبر شریف ، بر روی آن نوشت: « هذا قبر الحسین بن علی بن ابی طالب الّذی قتلوه عطشاناً غریباً »؛ « این قبر حسین بن علی بن ابی طالب است که او را با لب تشنه و غریبانه شهید کردند. "
وحضرت صاحب الزمان وقتی ظهور می کنند از عطش خواهند گفت:
در روایاتى چند، به مطالب و سخنان نخستین امام زمان علیه السلام اشاره شده است; از جمله آنها روایتى است که محدث بزرگوار شیخ على یزدى حائرى (ره) نقل کرده است. او مىگوید: «زمانى که قائم آل محمد ظهور کند، ما بین رکن و مقام مىایستد و پنج ندا مىدهد:
1. «الا یا اهل العالم انا الامام القائم ; آگاه باشید اى جهانیان که منم امام قائم» ;
2. «الا یا اهل العالم انا الصمصام المنتقم; آگاه باشید اى اهل عالم که منم شمشیر انتقام گیرنده» ;
3. «الا یا اهل العالم ان جدى الحسین قتلوه عطشانا; بیدار باشید اى اهل عالم که جد من حسین را تشنه کام کشتند» ;
4. «الا یا اهل العالم ان جدى الحسین طرحوه عریانا; بیدار باشید اى اهل عالم که جد من حسین را عریان روى خاک افکندند» ;
5. «الا یا اهل العالم ان جدى الحسین سحقوه عدوانا; آگاه باشید اى جهانیان که جد من حسین را از روى کینه توزى پایمال کردند» .
امام زمان (عج) ابتدا خود را چنین به جهانیان معرفى مىکند: که قائم و شمشیر انتقام منم; قیام نمودم تا انتقام خون جدم حسین علیه السلام - که او را تشنه لب شهید کرده، بدن مطهرش را عریان روى خاک افکندند و پایمال کردند -
« 1- ‹‹ماء معین» در قرآن اشاره به امام، علیهالسلام، است و تأویل به علم و معرفت و محبت شده است. پس این شعر منسوب به حضرت «شیعتی مهما شربتم ماء عذب فاذکرونی» معنی ظاهرش اینست که هروقت آب گوارایی نوشیدید یادی از لب تشنة حسین کنید و معنی تأویلش: هرگاه از علوم قرآن و اهلبیت بهرهمند شدی بگو «صلیالله علیک یا اباعبدالله» ، چون از برکت حسین است که این بهرههای روحانی بهتو رسید.
(2)در بین راه مکه، ابوهریره به حضرت امام حسین، علیهالسلام، رسید، عرض کرد: آقا مگر عراقیها را نمیشناسی؟ کجا میروی؟ حضرت فرمود: بنیامیه مالم را بردند، صبر کردم؛ آبرویم را بردند، صبر کردم؛ حالا میخواهند خونم را در مکه بریزند، من نمیخواهم خونم در مکه ریخته شود چون هتک حرمت خانه خدا میشود.
3)عربی نزد امام حسین، علیهالسلام، آمده بودو هزار درهم برای بدهیاش مطالبه میکرد. وقتی که پولها را گرفت و میشمرد، خوب و بد میکرد. خادم ابیعبدالله به او گفت: مگر طلبی داری که خوب و بد میکنی؟ گفت: بلی من آبرو ریختهام. حضرت فرمود: هزار درم به او بده، برای قرضش و هزار درهم بده، برای اینکه آبرو ریخته و هزار درهم بده، برای اینکه نزد ما آمده و جای دیگری نرفته است.
4) یکی از شیعیان به حضرت حجةبنالحسن العسکری، عجّلالله تعالیفرجه، در زمان غیبت صغری توسط نائب خاص حضرت مینویسد: آیا جایز است ما تربت حسین را با میّت در قبر بگذاریم یا با تربت حسین روی کفن بنویسیم؟
حضرت در پاسخ مرقوم میفرمایند: هر دو جایز و کار پسندیدهای است، البته باید رعایت احترام تربت بشود. مهر یا تربت مقابل یا زیر صورت میت باشد بلکه به برکت خاک قبر حسین، قبر میّت محل امن باشد از هر بلا و آفت و عذابی در امان گردد.
اگر در خود خاک کربلا دفن شود چه بهتر.
5) در کتاب «کافی» سند به عبدالملک منتهی میشود که گوید از حضرت صادق آل محمد، صلّیالله علیهوآله، سؤال کردم که در روز تاسوعا و عاشورا از ماه محرم برای روزه ثواب میباشد یا عقاب، پس فرمودند:
روز تاسوعا آن روزی است که حسین، علیهالسلام، و یارانش در کربلا محاصره و سپاهیان شام برگرد آنان جمع شدند و در اطراف آنان اقامت گزیدند و در آن روز فرزند مرجانه و عمربنسعد بهخاطر زیاد بودن لشکریان خود خوشحال گردیدند و حسین، علیهالسلام، و یارانش را ضعیف نمودند ] و ناتوان پنداشتند [ و یقین کردند که یاوری به یاری حسین، علیهالسلام، برنخواهد خاست و اهل عراق پدر ضعیفشدة غریبم را کمک نخواهد کرد. سپس فرمود:
و امّا روز عاشورا، روزی است که در آن حسین، علیهالسلام، در بین یارانش به زمین افتاده و یاران او نیز گرداگرد او عریان افتاده بودند. پس آیا در این روز میتوان روزه گرفت؟! ابداً، سوگند به پروردگار کعبه، آنروز روزِ روزه نیست و آن روز، روزِ اندوه و مصیبت است که بر اهل آسمان و اهل زمین و همة مؤمنان وارد شده است و روز سرور و شادی است برای فرزند مرجانه و آل زیاد و اهل شام که خدا بر آنان و فرزندانشان غضب فرموده است. و آن روز، روزی است که در آن همة مکانهای زمین جز سرزمین شام گریستند. پس هرکه آن روز را روزه بدارد و به آن روز تبرّک و مبارکی جوید خدای تعالی او را با آل زیاد محشور میفرماید و درحالیکه قلبش مسخ گردیده و بر او غضبناک باشد و هرکه در آن روز برای منزل خود چیزی بیندوزد خدای تعالی به دنبال این عمل نفاق را در قلب او وارد خواهد ساخت تا روزی که او را ملاقات کند، و برکت را از او و خانوادهاش و فرزندانش برخواهد داشت و شیطان در تمام این امور با وی شرکت خواهد داشت.
6)پیامهایی مانند پیام امام حسین، علیهالسلام، بدون آنکه در صفحه سنگی یا لوحة فلزی حک شود، چون با خون خودشان ثبت شد، در دلها و سینهها حک شد و مانند خطوط نورانی وحی در دل انبیا، برای همیشه باقی ماند «انالحسین محبة مکنونة فی قلوب المؤمنین» حسین را در دلهای مؤمنان محبّتی نهفته است.
7 )معمولاً اهل منبر وقتی که میخواهند قضیة کربلا را بزرگ کنند جنبة فاجعه بودن و ظلم و ستمها را بزرگ میکنند، در جستجوی پیدا کردن و حتی جعل کردن فاجعه هستند، حال آنکه ما باید از خود بپرسیم بزرگی حادثة کربلا ازچه نظر است؟ آیا ازنظر فجیع بودن است؟فاجعة عظیم و شاید عظیمتر از این در دنیا زیاد بوده. عظمت مطلب از لحاظ خود سیدالشهداء و یاران آن حضرت است نه از لحاظ ابنزیاد و ابنسعد و اتباع آنها.
عظمت سعادت است نه عظمت شقاوت. کربلا بیش از آن اندازه که نمایشگاه شقاوت و بدی و ظهور پلیدی بشر باشد، نمایشگاه روحانیت و معنویت و اخلاق عالی و انسانیت است.
8) حسینبن علی، علیهم االسلام، ارزش امر به معروف و نهی از منکر را بالا برد. مال و آبرویش را فدا کرد. عزیزانش را داد. ملامت مردم را بهجان خرید. اهل بیتش را داد. یعنی امر به معروف و نهی از منکر، اینقدر ارزش دارد.
9) دستور ائمه اطهار به اقامة عزای حسین بن علی، علیهماالسلام، بهخاطر تشفّی قلب زهرا، علیه السلام، فیالمثل نیست، شأن حضرت زهرا اَجَلُّ از این امور است؛ برای احیاء نیت حضرت سیدالشهداء و حضرت زهرا است. از این جهت اظهار تأثر میشود که چرا چنین حادثهای واقع شد. برای تقویت روح مبارزه است. حُبّ و بغض باید با هم توأم باشد تا روح مبارزه در شخص پیدا شود و بهعبارت دیگر مکتب عزای حسینی، مکتب تأثر محض نیست، مکتب ثوره و انقلاب است.
10) خروج امام از مدینه به مکه و اقامت در مکه در ماههای شعبان تا ذیالحجه که ایّام عمره و سپس حج است، بهنظر نمیرسد که بهخاطر این بوده که دشمن احترام حرم امن الهی را حفظ میکرد، بلکه به سه علت دیگر بوده است: یکی اینکه، نفس مهاجرت ارزش تبلیغاتی داشت و تکاندهنده بود و ندای امام را بهتر میرساند و این خود اولین مخالفت و امتناع بود. دوم اینکه، در مکه تماس بیشتری با افراد نواحی مختلف ممکن بود. سوم اینکه، مکه را انتخاب کردن علامت امنیت نداشتن بود، گوآنکه در آنجا هم امام امنیت نداشت.
خروج امام از مکه در روز هشتم ذیالحجه که روز حرکت به منی و عرفات است ارزش تبلیغی تکاندهندهتری از خود اقامت در مکه داشت و از نظر رساندن پیام اسلام، این پشت کردن به کعبة تسخیر شدة امویان و حجی که گردانندهاش دستگاه یزیدی بود ـ حجی که ظاهرش اسلامی و روحش جاهلی بود ـ نشان داد که اسلام این صورت خالی نیست که خاطرها آسوده باشد، بلکه معنی و حقیقت است که بهخطر افتاده است.
11) دنیای مسیحی شهادت عیسی، علیهالسلام، را جشن میگیرند. آنها شهادت را برای عیسی موفقیت میدانندو نه شکست. میگویند عیسی، علیهالسلام، کشته شد تا بار گناهان ما بریزد و چون بهخیال خودشان سبکبال شدهاند، آنرا جشن میگیرند و این یک خرافه است.
اسلام یک دین اجتماعی و مسیحیت دینی است که تحریف شده و همة آن چیزی که دارد، اندرز اخلاقی است. از نظر اسلام شهادت حسینبن علی، علیهالسلام، از دیدگاه فردی یک موفقیت بود. علی بن ابیطالب آن وقتی که تیغ بر فرقش فرود آمده و تا نزدیک ابرویش شکافته شده است میفرماید: بهخدا قسم مَثَل من مثل آن عاشقی است که به معشوق خود رسیده باشد:
دیدار یار غائب دانی چه ذوق دارد ابری که در بیابان بر تشنهای ببارد
اسلام قضایا را از جنبة اجتماعی هم مطالعه میکند. حادثة عاشورا از جنبة اجتماعی مظهر یک انحطاط در جامعة اسلامی بود. لذا مسلمانان در روز شهادت حسین بن علی، علیهالسلام، مرثیهخوانی و گریه میکنند. این موضوع برای صیقل دادن احساسات اسلامی و انسانی است، امّا بهشرطی که ما این را درست درک کنیم.
12) وقتی امام حسین، علیهالسلام، بر روی زمین قرار گرفت و براثر جراحات فراوان خون از بدن او جاری گردید اسب آن حضرت یال و پیشانی خود را به خون او آغشته کرد و شیههکنان از دست لشکر گریخت تا به پشت خیمه رسید. دختران پیامبر، صلّیالله علیهوآله، شیهة او را شنیدند و اسب بیصاحب را دیدند و پیام شهادت امام حسین، علیهالسلام، را از حالات و حرکتهای او دریافت کردند. امّا این اسب، شهادت غمانگیز امام، علیهالسلام، را تحمل نکرد و آنقدر پشت خیمه سر خود را به زمین زد تا جان باخت.
ماهنامه موعود - شماره 25
پی نوشت:
. دستغیب، آیتالله سید عبدالحسین، سیدالشهداء، ص 50.
. همان، ص 57.
. همان، ص 75.
. همان، ص 117.
. همان، ص 56.
. مطهری، مرتضی، حماسة حسینی، ج 3،
ص 362.
. همان، ص 73.
. همان، ج 2، ص 127.
. همان، ج 3، ص 232.
. همان، ص 339.
. همان، ج 1، ص 129.
. قمی، شیخعباس، نفسالمهموم، ص 472 و 473.
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علیکم ورحمة الله وبرکاته
هذه قصیدة شیعتی یا کرام للشاعر الأدیب الأستاذ جابر الکاظمی ومن إلقاء الرادود الحسینی الملا باسم الکربلائی وهذه القصیدة هی على لسان الإمام الحسین علیه السلام وهو یتحدث مع شیعته
حجم الملف 1.455 م ب مدة الملف 9 دقائق و29 ثانیة والملف المرفق هو من شریط فیدیو بعنوان لطمیات کربلائیة الجزء الأول وهومن إنتاج تلفزیون المنار قبل 10 سنوات تقریبا
قصیدة شیعتی یاکرام یا عظام المقام
شیعتــی یا کـرام یا عظــام المقــام فاندبوا یاحسیــن بفــؤاد حزیـن
شیعتی إنی غریب بین أقـــوام بغاة وأنا الضامی وأسقى من کؤوس النائبات
قطعوا رأسی ظلماً بسیوف مرهفــــات رفعوه بعد قتلی فوق أطراف القــناة
ذاک رأسـی مشال فی رماح طــــوال وقطیــع الوتیـــن بفؤاد حزیـن
شیعتی إن غاب عنکم فی سماء الموت فــرقد فاذکروا الأکبر لما غاله السیف المــرد
واقتیلاً فوق الأرماح والأسیاف سجــــد وبه قد صرعوا فوق الثرى جسم محمد
وشبیه الرســول وطأتــــه الخیــول وفقدت البــــنین بفؤاد حزیـن
شیعتی ما إن سمعتم من مناد وأخــــــاه فاذکروا العبــاس لما قطعت منه یداه
جئته نحو الفرات قاصداً کیمــــــا أراه فوجدت الجسد الطاهر تکسوه دمـاه
فاهتـفوا بانکسـار أین ذاک الیســــار ایـن ذاک الیمین بفـؤاد حزیــن
شیعتی ما إن فقدتم من غلام ذی مکــــارم فاندبوه بدموع واذکروا لوعة قاســم
هو کا البدر تجلى وجلى فی الغمائــم بدل الأشمع قد زف بأطراف الصوارم
غاب ذاک الهلال فی بروج القتال غاب نور الیقین بفؤاد زیــــن
شیعتی ما إن فقدتم من رضیع وهو ظام فاذکروا طفلــــی لما قتلوه باهتضام
بدل الماء سقوه من انابیب الحمام بأبی من ذاق طعم الموت من قبل الفطام
ذاک نحر الرضیع فاض منه النجیع ودفـنت الجنین بفـؤاد حزیــن
شیعتی ما أن سمعتم فی نسوة تشکو الرزایا فاذکروا نسوتنا اللآتـی تحملن البلایـا
وعلى الأکوار ظلماً حملوهن سبایـــا شاکیات باکیات فوق أقتاب المطایـــا
فاسألـــوا کربلاء من لتلک النسـاء من لحـزن کمین بفـــؤاد حزیــن
شیعتی ما إن شربتم عذب ماء فاذکرونی او سمعتم بقتیل أو شهیــد فاندبـونی
فأن السبط الذی من غیر جرم قتلونی وبجرد الخیل بعد القتــل عمداً سحقونی
لیتکم حاضــرون للندا تسمعــون هاتفا بالأنیـــــن بفـؤاد حزیـن
اذکروا الحسین عند شربکم للماء
ترک استشهاد الامام الحسین علیه السلام عطشانا، لوعه فی قلوب محبیه، جعلتنا نذکر عطشه مع رؤیه کل نهر او عین ماء و مع تناول اى شراب لذیذ ، لان الماء یثیر ذکریات عطش یوم الطف و من استشهدوا فیه و هم عطاش، و قال الامام الصادق علیه السلام : ما شربت ماء باردا الا و تذکرت الحسین بن علی ، و کذلک قال ((ما من عبد شرب الماء فذکر الحسین و لعن قاتله الا کتب له مائه الف حسنه و حط عنه مائه الف سیئه
و لهذا فاءن الشیعه یذکرون الحسین علیه السلام عند شرب الماء و یسمون "علیه قائلین " السلام على الشفاه الذابله ،سلام الله على الحسین و اصحابه
و کذلک یکتب على اماکن توزیع الماء فی الصیف و على خزانات الماء "البارد " اشرب الماء و العن یزید
و نسب الیه علیه السلام
شیعتی ما ان شربتم عذب ماء فاذکرونی..او سمعتم بغریب مات ظلما فاندبونی
و ظل الامام السجاد علیه السلام لسنوات متمادیه یذکر استشهاد ابیه و هو عطشان و یبکی ، و عندما یاتونه بالطعام او تقع عینیه على الماء یبکی و "یقول " قتل ابن رسول الله جائعا، و قتل ابن رسول الله عطشاناو کلما راى قصابا یرید ان یذبح شاة یقول له : اسقه ، لقد ذبح ابی عطشانا.